استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند. شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد" شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا" شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر
توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست. استاد پاسخ داد: "البته" استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ " شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند. استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد" در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟" زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز
می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود
دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق
می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست." نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتین !
نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار
ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت
نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش
کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی
است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا
دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در
این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را
بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.
" شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا
مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده
از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول
موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را
اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را
می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین
کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری
که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید.
درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی
که نور وجود ندارد بکار ببرد."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع
خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست.
درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا
توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد.
شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در
قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست
خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
به خورشید گفتم خوشگلی، هوا ابری شد. به دریا گفتم زلالی، خشک شد. به کوه گفتم با صلابتی، خرد شد. به تو میگم خوبی؟؟؟ مواظب خودت باش!
******
اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه ی کسی داشتی، اصلا رو من حساب نکن، چون شونه مثل مسواک یه وسیله شخصیه!
******
(SMS مخصوص نیمه شب) سلام، می خواستم بگم: مسواک بزن همیشه تا دندونات تمیز شه!
ورژن2:
سلام، این اس ام اس صرفا جهت یادآوری به شما برای مسواک زدن است و ارزش دیگری ندارد. شب بخیر!
******
اگر می بینی اینقدر دوستت دارم... اگر می بینی فدات می شم... اگر می بینی تو دنیا با هیچ کس عوضت نمی کنم...
باور کن اکس خوردی تو توهمی!!!
******
توجه: از هموطنانی که بضاعت مالی برای فرستادن SMS را ندارند، تک زنگ نیز پذیرفته می شود.
صندوق حمایت از بیماران اس ام اسی.
اعلامیه انجمن بیماران اس ام اسی: با فرستادن چند اس ام اس، هر چند کوتاه، جان تازه ای به گوشی ما بدهید.
******
کاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود...
اون وقت با خوشحالی از دنیام پرتت می کردم بیرون!
******
یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه میافته توی یه دستانداز، یکی از گلابیها میافته وسط جاده، بر میگرده به کامیون نگاه میکنه و میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها میگن: گلابی، گلابی! کامیون دورتر می شه، صداشون ضعیفتر می شه. گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! گلابیها می گن: گلابی، گلابی! باز کامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابیها، گلابیها! اما صدای گلابی دیگه به گلابیها نمیرسه! گلابیها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزن به موبایل گلابی، اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمیداده! گلابی یه نفر رو پیدا میکنه که موبایل دولتی داشته، زنگ میزنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابیها، وقتی که گلابیها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابیها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی! . . .
...
...
واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!
******
تحقیقات نشان داده که فقط 20% مردان عقل دارد
...
...
80% بقیه زن دارند.
******
خیلی دوست دارم بتونم همیشه باهات باشم و ببینمت، ولی حیف که باغ وحش جای من نیست.
******
90% منگل های دنیا اس ام اس را با انگشت شصت راستشون می خوانند. نه! دیگه دیر شده! انگشتتو بر ندار!
******
...
...
...
...
...
...
...
من که با تو تعارف ندارم، اگه می خواستم چیزی بگم همون بالا می گفتم!
******
برخی از مردم برای همدردی با مناطق بدون گاز، نه تنها بخاری ها را خاموش کردند، بلکه کولرها را نیز روشن کردند!
******
ازغم نامردمیها بغضها در سینه دارم
شانه هایت را برای خرسواری دوست دارم!
******
شرکت گاز ازمشترکین تلفن همراه درخواست کرد ازفرستادن SMS های خنک جدأ خودداری کنند، تا در مصرف گاز صرفه جویی شود!
******
می دونی فرق تو با موهات چیه؟
اونارو می شه اصلاح کرد، ولی تورو هرگز!
هشت موضوع شگفت انگيز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگی ما مي دانيم که انيشتن اين فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چيز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده کنيد!
1-اوبا سر بزرگ متولد شد
وقتی انيشتن به دنيا آمد او خيلی چاق بود و سرش خيلی بزرگ تا آنجايی که مادر وی تصور مي کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
2-حافظه اش به خوبی آنچه تصور مي شود، نبود
مطمئنا انيشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانين را حفظ کند،اما برای به ياد آوری چيز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او يکی از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای اين فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود.
3-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود
انيشتن از داستانهای تخيلی بيزار بود. زيرا که احساس مي کرد ،آنها باعث تغيير درک عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چيز هايی که حقيقتا نمی توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فکر نمي کنم،زيراکه آن به زودی می آيد. به اين دليل او احساس مي کرد کساني که بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.
4-او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگی،انيشتن که قطعا يکی از بزرگترين نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنيک سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهايت کسل کننده بودند، و او تمايلی برای پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي کرد.
5-انيشتن علاقه ای به پوشيدن جوراب نداشت
انيشتن در سنين جوانی يافته بود که شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت که ديگر جوراب به پا نکند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز برای خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمی شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهميتی ميتواند داشته باشد؟
6-او فقط يکبار رانندگی کرد
انيشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشين اورا هدایت می کرد، بلکه هميشه در طول سخنرانی ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقی آنها را حفظ مي کرد.
يک روز انيشتن در حالي که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشين پرسید:چه کسی احساس خستگی مي کند؟
راننده اش پيشنهاد داد که آنها جايشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول کرد، اماکمی ترديد در مورد اينکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در اين حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7-الهام گر او يک قطب نما بود
انيشتن در سنين نوجوانی يک قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی مي کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام اين کار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهای مختلف در طبيعت را درک کند.
8-راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقيقات برداشته شد.
اما اينکار بصورت غير قانونی انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هايی از مغز انيشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود که مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادی سلولهای گليال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار کمی چين خوردگی حقيقی موسوم به شيار سيلويوس داشته، که اين مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بايکديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او دارای تراکم و چگالی زيادی بوده است و همينطور قطعه آهيانه پايينی دارای توانايی همکاری بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.
پنجاه و پنج مرتبه مرتبه بگو يا احمدي نزاد!! و براي 5 نفر بفرست!سهميه بنزينت زياد ميشه!!! 1 نفرجدي نگرفت کارت سوختش باطل شد(کوتاهي نكن
سفید رنگ آرامش است، اگر در اتاقی با رنگ سفید بمانی از فرط آرامش دیوانه می شوی. سیاه رنگ جدی است، اگر در اتاقی با رنگ سیاه بمانی از فرط ناامیدی دیوانه می شوی. قرمز رنگ جذاب و گرم است، اگر در اتاقی با رنگ قرمز بمانی از فرط هیجان دیوانه می شوي زرد رنگ زندگی است، اگر در اتاقی با رنگ زرد بمانی از فرط اضطراب دیوانه می شوی. .... اصولا اگر زیاد در اتاق بمانی دیوانه می شوی، زیاد هم ربطی به رنگها ندارد
کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرامش ، آن است که کمتر به چيزهايی که نداری فکر کنی. کوتاه ترين راه برای اثبات دوستی ات به يک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.
عجب رسمیه
رسم زمونه،
اس ام اس شد
کار شبونه،
میرن مسیجا
از اونا فقط
هزینه هاشون
به جا میمونه،
چی شد اون ترکه
کجاس اون لره،
جکاشون چی شد،
خدا میدونه ![]()
ما غرق گناهيم , ولي پاک سرشتيم /
حسرت زده ي يک وجب از خاک بهشتيم /
شکرانه زائل شدن حالت اغما /
از خوردن آن ميوه ي ممنوعه گذشتيم /
هر چند که ابليس بسي وسوسه ها کرد /
اما چو پري بنده ي خناس نگشتيم /
غفلت بکشد يونس جان , در دل ماهي /
چون غمزه هستي به دل مزرعه گشتيم /
افسوس که اين ماه مبارک به سر آمد /
در دفتر اعمال ثوابي ننوشتيم /
زندگی عشق است....عشق افسانه نیست...انکه عشق را افرید دیوانه نیست.....عشق ان نیست که کنارش باشی....عشق ان است که به یادش باشی......
سه راه براي پولدار شدن: بابات برات پول دربياره. باباي مردم رو در بياري .بابات در بياد تا پول در بياري ...
نفرين جديد باباها: بنزينمو حلالت نميکنم
دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست
با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي کن
می خوام بلند داد بزنم که زندگیم فقط تویی
خوبی ها رو جمع بزنم بگم دل و جونم تویی
بدی رو تفریق بکنم.به عشق ضریب دو بدم
بگم که زندگیم تویی
نمیزارم کسی بیاد جذر محبّت بگیره
.زودی بهش توان میدم.تا عشقمون جون بگیره
اینو بدون
هرجا باشم عشق تو تقسیم نمیشه
معادله عشقمون بدون تو حل نمیشه

گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز ان تجربه امو خت
اينده کتابي است که اکنون توسط تو نوشته مي شو دبکو ش تا
انچه را مي نگاري بعد ازخواندنش لذت ببري..
مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنن
مغزهاي متوسط درباره حوادث
مغزهاي کوچک درباره مردم
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز
کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه
فهميدم که دلم مال خودم نيست
روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت
چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش
ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون
هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه
بالاي سرش باشي
لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس هاي تند و عرقي كه
روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستن : تيروئيدت
پركاره . برو دكتر
گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم كه دگر باره از اين
گونه خطاها نكنم بوسه دادي وچو برخواست
لبم از لب تو توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم
زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن
قول ماندن نيست..... و عشق
ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي
كه درو بستي به روي من. درو باز
كن دستم مونده لاي در
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
قيمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت. قدر خودتو بدون هلو
به دوچيزعشق مي ورزم:يکي تو وديگري وجودتو.
به دوچيز اعتقاددارم:يکي خدا وديگري تو
من دراين دنيا دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري خوشبختي تو.
من اين دنيا رابراي دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه
مي دوني آماره ازدواج در چه حيوني بيشتر است ؟ تو حلزون چون هم خونه دارههم ماشين
به يه نفر ميگن تو چيكاره اي ميگه من دوتا شغل دارم از صبح تا ظهر كه بيكارم بعد از ظهر هم دنبال كار ميگردم
ميدوني فرق تو با كفش چيه؟كفش لنگه داره ولي تو لنگه نداري
تصور کنيد بانکي داريد که در آن هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واريز مي شود و تا آخرشب فرصت داريد تا همه پولها را خرج کنيد چون آخر وقت حساب خود به خود خالي مي شود! دراين وقت شما چه خواهيد کرد؟! البته که سعي ميکنيد تا آخرين ريال را خرج کنيد! هر کدام از ما يک چنين بانکي داريم، بانک زمان. هرروز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانيه اعتبار ريخته مي شود و آخر شب اين اعتبار به پايان مي رسد. هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نمي شود
زندگي مثل دوچرخه سواري است . مادامي که رکاب بزني زمين نمي خوري
عشق مثله ساعت شني يه همزمان که قلبت رو پرميکنه مغزت رو خالي ميکنه
مگسه اضافه وزن داشته، زنش بهش ميگه: عزيزم، يه مدت مدفوع زيادي نخور تا دوباره بياي روي فرم!
رفاقت قصه تلخي است كه از نامش گريزانم
بالاترين امتياز جواني، مستي و بيخبري است. (آندره ژيد)
جايگاه ما در هيچ سرزميني نيست، جايگاه ما حتي در كره زمين هم نيست، منزل حقيقي ما قلب كساني است كه دوستشان داريم و دوستمان دارند
جكهاي ملانصرالدين
ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!![]()
يك روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي كند. موقع گشتن به دنبال آن يك گورخر پيدا مي كند. به آن مي گويد: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!
لطيفه
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!

می دونید فرق آموزگار با روزگار چیه؟
آموزگار اول درس می ده بعد امتحان میگیره
ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده
جمله هفته :
در نگاه كساني كه پرواز را نميفهمند هر چقدر اوج بگيري
كوچكتر خواهي شد
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند
اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم
سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه
در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم
پزشك اخمو شربت تلخ تجويز ميكند
پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد
تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد
زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد
همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد
مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
جمله اين هفته :
کسي که هميشه ميخواهد اشتباه ديگران را ثابت کند، آنها را از خود دور ميکند. - ناپلئون هيل
مسيج هاي تصويري(Picture Messages) مخصوص گوشی های سونی اریکسون و نوکیا رو دانلود کنید(البته به بقیه گوشی ها هم میخوره باید امتحان کنید)
اگه خوابي بيدار شواگه بيداري بشين اگه نشستي پاشو راه برو اگه راه ميري بدو اگه ميدوي يه پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من يه آف واست اومده
جز تو از هيچ کسي پي ام نميخوام! بي تو من ياهو مسنجر نميخوام! تو که نيستي سيستممو نميخوام! يکي پرسيد اگه آي دي ات هک بشه؟ حتي اين خيال زشتو نميخوام! من تو را ميخوام...تو را ميخوام اونا را نميخوام
بسيجيه مي خواسته به دختره متلك بندازه ميگه خوشگله نماز خوندي؟؟؟
سخت ترين تست كنكور 86 : 1)هاهاهاها 2)هاهاهاها 3)هاهاهاها 4)هاهاهاها حالا سوال : در كدام گزينه گل مراد داره گريه ميكنه؟؟
اين دو نوشته چه فرقي با هم دارند؟ 1.هه هه هه هه هه هه 2.هه هه هه هه هه هه . . . . فرقشون اينه که در گزينه 1.گلمراد ميخنده ولي در گزينه 2.گلمراد گريه مي کنه
يه آبشاره رژيم مي گيره بعد از دو هفته تف مي شه
دليل براي خوشحال بودن: 1-داشتن دوست خوبي مثل من 2-داشتن دوستي مثل من 3-فقط داشتن من 4-داشتن من 5-من
بابا نوئل بهم گفت بين گل و گلدون يکيو انتخاب کنم...منم گلدون رو گرفتم تا تورو توش بذارم.... . . . . . . . . آخه تو بهترين کود دامي دنيايي
يه سوال كه يه مدت ذهن منو مشغول كرده و مثل خوره افتاده به جونم .. گاو حسن كه نه شير داره و نه پستون !!! چطوري شيرش رو بردن هندستون؟؟؟؟؟؟
شنيدم از شباهتت با يه هنر پيشه سوء استفاده ميكني و به مردم امضاء ميدي ..... اونم جاي كي !!!!!!.... حيفه نون
عمـــــو فيلترباف… بله؟ فيلتر منو بافتي؟ بـــــــــله پشت وب انداختي؟بــــــــله بابا اومده؟ نــــــخير چرا نيومده؟ فيلتر بوده!! عمـــــــو فيلتر باف؟ … بله؟ فيلتر خوب داشتي؟ نـــــخير سرعت خوب داشتي؟ نــــــــخير قيمت کم داشتي؟ نــــــــخير اينترنت ملي هم داشتي؟ بـــــله عمو فيلترباف؟ … بـــــله؟ خيلي مخلصيم
شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد
اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت.........هيچ وقت پول کارت اينترنتهايي را که خريدم و برات آف گذاشتم يادم نمي ره
قد قد قد قد قد قد قد قد خوبه ... خوبه همينو تمرين كن فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري !!!
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست,آخرش هم نخواهد بود وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
مواد به کار رفته در ساخت زنان: گوشت و استخوان 40 تا 60 کيلو. لوازم آرايش يه من. عشوه چهل خروار. قر و فر 50 دور در دقيقه. زبان 14 متر. توانايي بيان 2000 اسب بخار. قدرت اشک ريزي 5ليتر در ساعت. منطق 2 گرم در کل. عقل نيم مثقال. لجبازي به اندازه کافي
دل من مثل يه بركه است كه تو تنها غورباغه ي اوني!
بچه اصفهاني از باباش سئوال ميكنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم ؟ باباش ميگه خفه شو شناتو بكن
خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟
خواص گوسفند :1-بو مي دهد 2-سبزي مي خورد 3- گاهي مي خوابد 4-پرواز نمي کند 5-اف هاي سر کاري را با دقت مي خواند
عروس خانم دوشيزه ************* آيا وکيلم شما را به مهر : گوگل عدد سکه بهار آزادي / يک وب کم / سند يک سايت اينترنت اختصاصي دات کام / يک مودم IDSL / اينترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / يک هدست بي سيم / چهارده روم اختصاصي به نيت چهارده ... / پنج گيگا بايت ميل اينباکس اختصاصي به نيت پنج ... به عقد دائم آقاي در بياورم ؟ جمعيت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : براي بار دوم آيا وکيلم ؟ جمعيت : عروس رفته ويروس کش آپديت کنه
ضرب المثل جديد : 1- چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي 2- ديگ به ديگ چيزي نمي گه 3- شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه 4- گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه 5- صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند 6- جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه 7- عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس 8- کوه به کوه نمي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه 9- آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
در تاريكيه شب سه شمع روشن كردم ... اولي برايه ديدنت ... دومي برايه موندنت... سومي برايه بوسيدنت... ودر اخر هر سه را خاموش كردم ... برايه در اغوش كشيدنت
زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.....!!!!!!
بوسه تنها تصادفي است که پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است که ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است که شکستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است که درمان ندارد
سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند
شمع بزم محفل شاهان شدن شوقي ندارد ... اي خوش آن شمعي كه روشن ميكند ويرانه اي را
دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است
ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني
اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
شکسپير : اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم